۱۳۸۴ بهمن ۲۸, جمعه

اين جا رسماً تعطيله!
رفتيم به عصيان دات نت. چرا؟ چون اينجا فيلتر بود. چون خيلی کارها می‌خواستيم انجام بديم که اين جا نمی‌شد. چون همين. اون دوستايی که می‌اومدن اين جا، زين پس بيان خونه جديد. اون دوستايی که به اين جا لينک داده بودن، محبت کنن لينک رو به آدرس جديد منتقل کنن:
www.Osyan.Net

اين جا رو هنوز هم دوست دارم.
در ضمن اين صفحه بعد از ۳۰ ثانيه خود به خود به آدرس جديد منتقل می‌شود. جل‌الخالق!

۱۳۸۴ بهمن ۱۷, دوشنبه

تغيير نام «شيرينی دانمارکی»
خبرگزاری ايسنا- در نامه‌ای به وزارت بازرگانی پيشنهاد شد که نام شيرينی دانمارکی به شيرينی «گل‌محمدی» تغيير نام يابد.
يکی از آزادگان هشت سال دفاع مقدس در نامه‌ای به وزارت بازرگانی پيشنهاد کرده است كه برای مقابله با اهانت‌های مطبوعات برخی کشورهای غربی به‌ويژه دانمارک به پيامبر بزرگ اسلام و به منظور ترويج نام و فرهنگ ناب محمدی، طی ابلاغيه‌ای به اتحاديه قنادان، نام شيرينی دانمارکی را به نام شيرينی «گل‌محمدی» تغيير دهند. بر اساس اين گزارش اين نامه از سوی مسؤولان وزارت بازرگانی امروز در حاشيه‌ نشست مطبوعاتی وزير بازرگانی که در خصوص همين موضوع برگزار شده بود در بين خبرنگاران توزيع شد.
مرتبط در بی بی سی

۱۳۸۴ دی ۲۲, پنجشنبه

۱۳۸۴ دی ۲۱, چهارشنبه

خيلی وقته که نشد بنويسم. تقريباً هفته‌ای يک بار می‌رم سفر. طبيعيه که آدم نتونه بنويسه. توی اين چند هفته هم مشهد بودم، هم اصفهان. هم کرمانشاه بودم و هم بندرعباس. اين مأموريت‌ها جداً توی اين ماه‌های آخر سال داره اذيت می‌کنه. از همه اين‌ها گذشته اومدم يه چيزی بنويسم و برم.
يکی دو تا از دوستان يه فيلم کوتاه ساختن و فرستادن برای شبنم. من هم شانسی داشتم که اونجا باشم. شبنم هم درباره همه اونها که تو فيلم بودن نوشته و طبق معمول من رو هم شرمنده کرده و اینا. فقط يه چيزی که برات با هزار تا پيغام و پسغام توضيح دادم و يه بار هم اينجا می‌گم. من هيچ دسترسی به اون سایتی که يه روز برات ثبتش کردم ندارم. واسه همين شرمنده شدم. همين. مثل هميشه شاد باشی و پرانرژی. می‌دونی که دلمون هم برات تنگ شده دختر.

۱۳۸۴ آذر ۲۶, شنبه

عجب آشفته‌بازاری‌ست دنيا

تعويض مديريت‌ها به صورت فله‌ای بعد از سر کار اومدن دولت جديد همچنان ادامه داره. اين مسأله دردسرهای زيادی رو چه برای کارمندها و چه برای ارباب رجوع و طرف‌های قرارداد ايجاد کرده. مثلاً شرکت ما کلی وقته که سرمايه‌گذاری کرده و نرم‌افزاری رو که مشتری‌هاش سازمان‌های بزرگ و دولتی هستند رو براشون معرفی کرده، جلسه‌های متعدد دمو گذاشته و هزار و يک جور کار ديگه اما همين که رسيده پای قرارداد، به علت تعويض مديريت و مناصب تا سطوح پايين همه اين کارها بايد از اول انجام بشه. اين هم يعنی حداقل 3-4 ماه هدر رفتن انرژی. اين مسأله از دانشگاه تا وزارت‌خونه رو تحت تأثير قرار داده. حالا جدا از همه اين‌ها يک نمونه از اتفاقات رو می‌تونين توی وبلاگ در شرکت مس چه می‌گذرد بخونين. اتفاقاتی در حول و حوش تعويض مديريت‌ها در يک شرکت دولتی. جالبه.

۱۳۸۴ آذر ۲۵, جمعه

پرواز را به خاطر بسپار
Censorship By Elizabeth Granton - سانسور اثر اليزابت گرَنتُن
بعضی وقت‌ها می‌شه توی سايت‌هايی با زبون‌هايی که نمی‌دونيم و خطی که نمی‌فهميم هم چيزهای جالبی پيدا کرد که بدردمون بخوره. نمونه‌ش سايت CProxy هست. توی اين سايت يه برنامه فيلترشکن قوی هست. برنامه مورد نظر رو از اينجا مستقيماً دانلود کنين. نصبش کنين. و نهايتاً اجراش کنين. يه صفحه وا می‌شه که توش به زیون چِکی يه چيزايی نوشته شده. کاری به هيچ چيز نداشته باشين. OK رو که پايين اين صفحه هست بزنين. يه آيکون مربع آبی رنگ با يه C سفيد رنگ می‌ره تو نوار تسک بارتون کنار ساعت ويندوزتون جا خوش می‌کنه. تموم شد. از اين به بعد هر سايتی رو که دوست دارين توی نوار آدرس بروزرتون تايپ کنين و به جون من دعا کنين. نکته ديگه اينکه اين برنامه کيفيت عکس صفحاتی رو که می‌بينين به طور خودکار کم می‌کنه تا صفحات سريع‌تر ديده بشن.
پ.ن:
- ضمن عرض ارادت خدمت تمامی دوستانی که تو نظرخواهی بنده‌نوازی کردن(!) و من رو مورد مرحمت خودشون قرار دادند، يه توضيحی رو اضافه می‌کنم که اين لينک مثل تموم لينک‌های ديگه دست به دست و مسنجر به مسنجر به دستم رسيد و من هم يه توضيحی نوشتم و معرفی‌ش کردم، هيچ هم کشف خودم نبود. خودم هم چند وقته دارم ازش استفاده می‌کنم. ضمن اين که بد نيست اگه فحش می‌دين، بی‌نام و نشون نباشه که همچين به دل آدم بشينه. آدمی که تو تاريکی فحش می‌ده همچين انگار يه جای کارش می‌لنگه.
- محسن خان توی نظرخواهی به يه نکته خوبی اشاره کرد و اون هم امکان تنظيم اين برنامه روی زبون انگليسيه که من نديده بودمش. ممنون.
- اين هم نتيجه جست‌وجو درباره CProxy توی وبلاگ‌های ديگه.

۱۳۸۴ آذر ۱۶, چهارشنبه

از ديروز تا حالا اخبار می‌خونم، عکس می‌بينم و حالم گرفته می‌شه. هيچ چيز خاصی هم درباره سقوط هواپيما و کشته شدن اين همه آدم نمی‌تونم بنويسم. جز اين که روز قبلش مسافر هواپيمايی بودم که 4 ساعت تأخير پرواز داشت و هفته قبلش مسافر هواپيمايی که وضع اسفباری داشت. عکس‌ها و فيلمی رو که از وضع داخلی هواپيما گرفتم به زودی همين جا می‌ذارمش.
فقط می‌شه گفت همه چيز مزخرفه.

۱۳۸۴ آذر ۴, جمعه

ملودی شهر بارانی
امروز به ديدن نمايش «ملودی شهر بارانی» رفتم. نمايشی نوشته اکبر رادی و کارگردانی هادی مرزبان که توی کارنامه‌ش کارهای زيادی رو از اين نويسنده کارگردانی کرده. از اين نمايش خوشم اومد به چند دليل. اصولاً از نوشته‌های اکبر رادی خوشم مياد. يکی از دلايلش هم اينه که فضای خيلی از نوشته‌هاش توی گيلان اتفاق می‌افته و به همين دليل با اسامی، مکان‌های اتفاق و ديالوگ‌ها ارتباط بيش‌تری برقرار می‌کنم و اصولاً پاتکس‌های احتمالی که نويسنده داشته برام بيش‌تر قابل درک هستند.
نکته قابل توجه بازی خيره‌کننده دانيال حکيمی بود. من تا حالا از دانيال حکيمی فقط يک سری کارهای تلويزيونی و سريال‌های پليسی و مشابه هم ياد فيلم‌هايی در حد ديگه چه خبر ديده بودم. اصلاً فکرش رو هم نمی‌کردم که توی تئاتر حرفی برای گفتن داشته باشه. به نظر من دانيال حکيمی اگه خودش رو توی تئاتر متمرکز کنه، می‌تونه حرف‌های زيادی برای گفتن داشته باشه.
در همين زمينه:
- گواشير- تصاويری از ملودی شهر بارانی
- خبرگزاری مهر- استقبال گرم از ملودی شهر بارانی در میان ابرها
- سايت ايران تئاتر- تصاويری از تمرينات ملودی شهر باران
- روزنامه آسيا- رقابت ابرها با شهر بارانی
- راوی- ملودی‌های شهر بارانی
- غلاف تمام فلزی- شمال شصت درجه
- ملودی شهر بارانی در گوگل

۱۳۸۴ آذر ۱, سه‌شنبه

ضمن این که نظر شما را به اهم اخبار جلب می‌کنم، توجه داشته باشيد که دسته‌بيل‌های تويسرکان در سراسر ايران همتا ندارد در استحكام و راست‌قامتی!

۱۳۸۴ آبان ۱۷, سه‌شنبه

ریپکس آلت تناسلی مردان را تکه تکه می‌کند

«مردانی که در سوئد به زنان تجاوز می‌کنند به زودی یا از این عمل دست خواهند کشید و یا با آلت تناسلی تکه تکه شده مجبور به مراجعه به مراکز پزشکی خواهند شد. این سلاح جدید که در سوئد جلب توجه بسیاری کرده است توسط سونت اهلرز بانوی 57 ساله، پزشک و تبعه آفریقای جنوبی طراحی و به جامعه زنان هدیه شده است. سالانه حدود 50 هزار تجاوز به زنان در آفریقای جنوبی صورت می گیرد.» اين هم اصل خبر و متن کاملش

اما تحليل و تفسير
خب خدا رو شکر که اين مشکل هم در سراسر دنيا حل می‌شه اما اين وسيله به درد همه جا می‌خوره جز ايران اون هم به هزار و سه دليل که من اينجا سه دليلش رو ميارم:
1- اولاً اين ماسماسک فقط به درد زنان محترم می‌خوره نه دخترها. دليلش هم واضحه چون اصولاً در صورت استفاده توسط دخترها، بلافاصله تبديل به زن می‌شن و ممکنه ديگه اساس کار براشون مهم نباشه!
2- من نگران آقايونی هستم که ممکنه مورد انتقام قرار بگيرن. به عبارت ديگر ممکنه يه خانوم شير پاک نخورده‌ای پيدا بشه و وسيله رو هم جاسازی کنه و دام پهن کنه و بعد از اين که لابراتوار آقاهه رو ترکوند، انتقام تمام زنان عالم رو برای هميشه از آقای خواجه شمبل قوطی بستونه.
3- از طرف ديگه با توجه به طبع شجاع آقايون و داوطلبان روزافزون کامی‌کازه و عمليات انتحاری، هيچ هم بعيد نيست که دوستان با اطلاع کامل از وجود اين آلت قتاله و قرون وسطايی به استقبال برن.
به اينش فکر نکرده بودين نه؟

۱۳۸۴ آبان ۱۵, یکشنبه

هويجوری
1- همه مردان رئيس جمهور. لينک
بيت:
ابر و باد و مه و خورشيد و فلک در کارند
تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری

2- دلتا گلوبال برنده مناقصه فيلترينگ متمرکز در ايران. لينک
بيت:
گفتم که بر خيالت راه نظر ببندم
گفتا که شبرو است او از راه ديگر آید

3- عرب‌ها بادگير ايرانی را هم دزديدند. لينک
ضرب‌المثل:
دزدی که نسيم را بدزدد، دزد است.

4- شش مسؤول زندان، استاندار شدند. لينک
بيت:
ای وای بر اسيری کز ياد رفته باشد
در دام مانده باشد صياد رفته باشد

۱۳۸۴ آبان ۱۱, چهارشنبه

zhvj

صبحانه‌ای برای دو نفر
مدت‌هاست که می‌خوام اين رو بنويسم ولی بعد از کلنجار رفتن‌های فراوان بی‌خيالش می‌شم. اين بار اما ترجيح دادم حداقل اشاره‌ای به اون داشته باشم که لااقل غمباد نشه برام.
صبحانه رو تقريباً همه می‌شناسيم. سياست وجود سايت‌هايی مثل صبحانه در حقيقت انتشار آزاد اخبار و وقايعی هست که در وبلاگ‌ها و سايت‌ها و روزنامه‌ها نوشته می‌شن و در اين سا‌يت‌ها گرد هم ميان تا وقت خواننده‌ها کمتر گرفته بشه و بتونن در کوتاه‌ترين زمان ممنکن به اهم اخبار دسترسی پيدا کنن. من هم به عنوان يکی از اولين اعضای اين سايت خوب که مالکيتش به حسين درخشان برمی‌گرده، سعی داشتم تا هر از گاهی لينک يا خبر جالبی پيدا می‌کنم در اون قرار بدم. متأسفانه عليرغم اينکه هميشه به قوانينش هم پايبند بودم، ده‌ها لينک از مطالبی که در اين سايت گذاشتم توسط ادمين محترم حذف شده و می‌شه. از جمله خبر انفجار در تئاتر شهر رو که مطلب قبليم بود. اين برای اولين بار بود که تو صبحانه به وبلاگم لينک دادم اما اين بار هم قلع و قمع شد بدون اين که علتش رو بدونم! روی سخن من با حسين درخشان هست. به عنوان يکی از نویسندگان صبحانه لطفاً علت حذف مرتب اخباری رو که می‌ذارم برام روشن کنين. اگه با شخص من يا نوع اخبار يا لينک‌ها مشکلی دارين، لطفاً به من اطلاع بدين بلکه من هم به اشتباهات بی‌حد و حصرم پی ببرم! يا اينکه ادعای آزادی بيان رو کنار بذارين و غيره و ذلک. مگر اينکه جز شما فرد ديگه‌ای لينک‌های من رو حذف می‌کنه که حداقل اين رو هم می‌تونين برام روشن کنين. از قرار معلوم صبحانه بدجور امر و نهی می‌کند که چه بخوريم و چه نخوريم.
لينک:
وبلاگ Persian Buddy- صبحانه
باز هم تخريب، باز هم تئاتر شهر
معلوم نيست چه بلايی دارن سر تئاتر شهر ميارن. اولش آتش‌سوزی اين بار هم انفجار. اين مسجد پشت تئاتر شهر هم داستانی شده برای خودش. به زور می‌خوان کنار اين ساختمون که تو فهرست آثار ملی هم ثبت شده، يه مسجد هوا کنن. جا قحطه مگه؟ فعلاً که شهردار دستور توقيف اين پروژه رو داده اما فکر نکنم زورش برسه.
پگاه آهنگرانی يه فيلم مستند جالب درباره اون آتش‌سوزی و اين مسجد ساخت که خيلی جالب مسايل رو کنار هم چيده. ای کاش می‌شد که يه جوری همه ببيننش.
ايسنا- بخشی از ديوار تئاتر شهر فرو ريخت.
ايسنا- فعاليت‌هايی که به آسيب ديدن بخشی از ساختمان تئاتر شهر منجر شده، غيرقانونی است.
خبرگزاری ميراث- ديوار تئاتر شهر فرو ريخت.
بی.بی.سی- ديوار سالن قشقايی تئاتر شهر فرو ريخت.
پندار- دیوار تئاتر شهر فروریخت.
خبرگزاری مهر - تئاتر شهر در احاطه گاز!
خبرگزاری مهر- نشت گاز به دلیل گودبرداری غیراصولی درکنار مجموعه تئاتر شهر
ايران تئاتر- اطلاعیه روابط عمومی مجموعه تئاتر شهر
ايسنا- گزارش تصويری
ايران تئاتر- گزارش تصويری

۱۳۸۴ آبان ۴, چهارشنبه


چيز ميز
1- جريان تی‌شرت‌های طراحی نيما بهنود (نيما بن مسعود) هم جالبه. جريان مفصلش رو توی روز هفتم بخونين. نتيجه اين طراحی‌ها هم خيلی جالب از آب در اومده. مخصوصاً وقتی اين تی‌شرت‌ها رو تو تن مدل‌های خوش‌تيپ و خوش‌قيافه می‌بينی. به نظر من استفاده از خط نستعليق و مهر‌ها و تمبرهای ايرونی روی تی‌شرت ابتکاری بود که خيلی زودتر از اين‌ها می‌شد ازش استفاده کرد. باز گلی به جمال نيما بهنود که عمليش کرد.
2- دوره سوم مسابقه موسيقی زيرزمينی ايران که قبلاً اسمش بود TAMO و الآن شده TAMF شروع شد. شما می‌تونين با عضو شدن توی سايت تهران 360 اين آهنگ‌ها رو دانلود کنين و از موسيقی زيرزمينی ايرانی که به هيچ‌وجه جايی در بازار نداره لذت ببرين.
3- صحبت از موسيقی زيرزمينی شد ياد يه سايت افتادم به نام پرشين هيپ هاپ که توش پره از هزاران موزيک رپ ايرونی که البته همه‌شون هم خوب نيستن اما چيزای خوب توشون زياد پيدا می‌شه.

۱۳۸۴ آبان ۳, سه‌شنبه


يکی از کاربردهای دستشويی يا مستراح برای مسافران در راه مانده در ماه رمضان است برای غذای حاجت نه قضای حاجت. اگر مسافری در شهری غريب و در ماه رمضان گير همی‌افتد و گرسنگی و جوع بر وی فشار همی‌آورد، خوراک از بقالی ابتياع کرده و در مستراح (محلی برای راحت‌طلبی- اسم مکان بر وزن استفعال) نوش جان فرمايد چون مکان ديگری نيابد.
آورده‌اند شيخی نحيف در شهری غريب در پی مستراح همی‌گشت به ماه صيام ليکن چون يافت نگاه بر زمين نيفکند بر رسم خجلت ز روزه‌خواری خود چرا که موال را چرکين يافت ز کردار سخيف مردم.
(عکس از سايت رضا قاسمی)

۱۳۸۴ مهر ۳۰, شنبه

همه قبول شدند
تموم مشکلات حل شد. پشت کنکوری‌ها غم نخوريد. با 70 هزار تومن می‌شه يه مجموعه دعا خريد و از کنکور خلاص شد. با اين روش همه شرکت‌کنندگان در کنکور قبول می‌شن. کافيه 70 هزار تومن هوتوتو! اينجوری ظرفيت دانشگاه‌ها هم افزايش پيدا می‌کنه! اصلاً همه مشکلات حله حله. فقط با 70 هزار تومن ناقابل يه برنامه دعايی (اشتباه نشه با غذايی) می‌خريد و می‌رين با خيال راحت ولگردی و بقيه‌ش رديفه. پزشکی دانشگاه تهران می‌خواين يا الکترونيک شريف؟ فقط اراده کنين. ثوابش پای من اگه راست بود، عذابش پای منتشرکننده آگهی اگه دروغ بود. اوکی؟
ای خدااااا. مرديم از خوشی!

۱۳۸۴ مهر ۲۵, دوشنبه

يه نفر به مناسبت ماه رمضان يه ايميل پر از زولبيا برام فرستاده. من هم برای اينکه رو دل نکنم می‌ذارمش اينجا برای استفاده عموم:

۱۳۸۴ مهر ۱۶, شنبه

1- عرض کنم خدمتتون که اين مانور برخورد با اغتشاشات خيابانی هم واسه خودش حکايتی بوده‌ها. مخصوصاً با اين عکس‌های شاهکار که جزئيات رو کرده تو قوطی. به آقايون مانوريون در آرايش‌های غليظ و پلاکارد حمايت از دانشجو کمی دقت فرماييد! (تصوير 1- تصوير 2) خيلی جيگر بيدن!
2- اين آلبوم جديد محمد اصفهانی به نام برکت رو دوست داشتم برخلاف آلبوم‌های قبليش. به نظر من اين نوع موسيقی و به طور کلی موسيقی تلفيقی اگه روش خوب کار بشه، جذاب از آب درمياد.

۱۳۸۴ شهریور ۳۰, چهارشنبه


شهر گناه
فيلم شهر گناه Sin City يکی از بهترين فيلم‌هايی هست که تا حالا ديدم. يک فيلم با فضايی خاص و بازی‌های خيره‌کننده. جالب اينجاست که تمام اين فيلم توی استوديو فيلمبرداری شده و بيننده هم اصلا حس نمی‌کنه که تمام فيلم جلوی پرده آبی فيلمبرداری شده. رد پای تارانتيتو جای جای فيلم ديده می‌شه و جالب اينجاست که توی تيتراژ آغازين فيلم ننوشته کارگردان: رابرت رودريگوئز بلکه جای کارگردان از عبارت کات اند شات استفاده کرده. فرانک ميلر که خالق داستان‌های استريپ و گرافيکی هست، شهر گناه رو هم به عنوان يکی از همين دست کتاب‌ها طراحی کرده بود که در کنار رودريگوئز اون رو تبديل به فيلم کرد که در نسخه DVD فيلم می‌تونين پشت صحنه این فيلم رو ببينين و شباهت گرافيک کتاب و پلان‌ها رو مقايسه کنين. نکته آخری هم اين که سعی کنين اين فيلم رو حتما از روی DVD تماشا کنين. من که کلی حال کردم به خصوص که زيرنويس‌های فارسی فيلم هم به جز يکی دو مورد غلط املايی هيچ اشکالی نداشت. زيرنويس‌های اين فيلم هم کار خوب بچه‌های سايت زيرنويس دات کام هست که انصافا کارشون خيلی درسته.