۱۳۸۱ مهر ۷, یکشنبه

اين کارتون گاليور هم براي خودش عالمي بودها. هر کدوم از شخصيتهاي اين کارتون هم واسه خودشون کلي شخصيتهاي عميق و جالبي بودن. هميشه ميشه مشابهشون رو دور و برت ببيني. دنيا پر از آدماييه هست که مثل اون يارو فکر ميکنن که هي ميگفت‌ من ميدونم ما برنده نميشيم. من ميدونم اون ما رو ميخوره. خلاصه همش نفس بد ميزد. از پادشاه لي لي پوت هم تن لش تر و شکمباره تر پيدا نميشد. بازم مثه خيلي از مردم. اون آدم بده، کاپيتان ليچ رو ميگم، اون هم که معلوم نبود چه پدرکشتگي با گاليور داشت، همش کارشکني ميکرد. مثه اين آمريکاي جنايتکار بود لامصب. اما جالبترين شخصيت اين کارتون از نظر من، فلرتيشيا بود. نمونه کامل يه دختر تو دل برو و طناز. من که تقريبا مطمئنم گاليور عاشق فلرتيشيا بود. اون قسمتش رو يادتونه که گاليور ميره يه مقدار از آبي رو ميهوره که قد مردم لي لي پوت ميشه؟ من همش دوست داشتم ببينم تو اون قسمت خلاصه گاليور چي کار ميکنه. طفلک فکر کنم ذوق مرگ شده بود که همقد فلرتيشيا شده. اما به نظرم اون قسمت سانسور داشت.

۱۳۸۱ مهر ۵, جمعه

اينم يه داستان دنباله دار جالب به نام بن لادن افسانه ای از بابک داد.
يه چيز جالب دارم واسه ايرونيهايي که خارج از کشور هستن. اونايي که دلشون واسه برنامه های مزخرف تلويزيون ايران تنگ شده و دوست دارن اونا رو تماشا بکنن. اونم بصورت مستقيم و زنده. کافيه تشريف ببرن گردون. تو ستون سمت راستش نوشته تلويزيون ايراني. (چي فکر کردين من به هر بهانه ای ميفرستمتون گردون) به هر حال اونجا سه تا لينک هست. که يکيش کانال 1 رو نشون ميده، يکيش کانال 3 رو و يکيشم مربوط به تلويزيون صدای آمريکاست. که اين آخريه 24 ساعته برنامه تصويری نداره و بيشتر راديوست. اينو توصيه ميکنم به کسايي که مثلا اين روزا ميخوان مسابقه فوتبال و بازيهای آسيايي ببينن. گرچه قاعدتا شبکه جام جم برای اونور آبيها برنامه رو پخش ميکنه. به هر حال بد نيست يه نگاهي به فيلمها و سريالهای اينوری بندازين اونوريها. راستي صفحه سرگرمي گردون هم افتتاح شد که البته شامل هر چي سايت ريز و درشت سرگرمي ايراني و خارجي ميشه. يه چيز ديگه. ما مخلص اونايي هستيم که بهمون لينک دادن. از بقيه هم خواهش ميشه انقدر شرمندم کنن که از خجالت بميرم.

جاتون خالي ديشب از ساعت 11 تا صبح ساعت 7 با بر و بچه های گروه جمع آوری کتاب نشسته بوديم پای ويرايش نوشته ها و مرتب کردن اونا. ساعت 10 صبح هم دوباره اومدم کافي نت. خلاصه الان جنازه متحرکم. در حال مرگ. حالا باز خوبه در راه کتاب بميريم. لااقل ميتونيم بگيم در راه اشاعه فرهنگ فوت شديم. چقدر دلم به حال خودم سوخت.
خيلي وقت بود که ميخواستم درباره لوگوهای گوگل بنويسم. اين لوگوی زير که به مناسبت چهارمين سال تولد گوگل هست، بهانه ای شد که امروز يه چند تا لينک درباه ش براتون بذارم اينجا.

توی اين صفحه ميتونين درباره طراح اين لوگوها يعني آقای Dennis Hwang همه چيز بخونين. عکس و بقيه تفصيلات اين جناب.

تمام لوگوهايي رو هم که گوگل به مناسبتهای مختلف بالای سايتش تا حالا گذاشته، ميتونين تو اين آدرس ببينيد. من که خيلي خوشم اومد.
گوگل چهار ساله شد. گوگولي تولدت مبارک.

۱۳۸۱ مهر ۴, پنجشنبه

اين عکسا رو ديدين؟ عکسهای چند تا از وبلاگيها تو کارگاه طراحان. اوني که پيراهن آستين کوتاه آبي خيلي کمرنگ پوشيده و لاغره و تو بعضي از عکسا الکي جدی به نظر ميرسه در حال بحث، چقدر شبيه منه؟!!!
اگه گفتين کجای دنيا بيشتر از جاهای ديگه عسل پيدا ميشه؟

عمرا بتونين جواب بدين. از همه بيشتر توی چت رومای ايراني عسل پيدا ميشه.