عصر جمعه با شما
مگسهاي سرد. مگسهاي خسته. مگسهاي گرسنه. مگسهايي كه سرطان زندگي دارن. ميميرن واسه زنده موندن. پنجره رو باز ميكنم تا چند تاشون رو از بهشت نجات بدم... چه قدرداني وزوزانهاي!
۱۳۸۲ آبان ۱۶, جمعه
۱۳۸۲ آبان ۱۲, دوشنبه
آليس در سرزمين عجايب
از نخست آينه بود يا كه من، يا كه تو؟ ديده بودمت بارها، اما هيچگاه اينگونه ويرانگر نبودي! هنوز هم ندانستهام... تو تقليدم ميكني يا من تو را؟ گويي كه هزاران ريسمان ابريشمين را به خود بستهايم... همچون عروسكان خيمهشب بازي. هر كنشي، واكنشي و هر آمدي را پسامد. كسي چه ميداند شايد آدمهايي هم زندهگي ميكنند آنجا و قاب آينه نيز دريچهايست به سوي آنان كه هدايتمان ميكنند و چه بيهوده ميپنداريم كه عكس خود را مينگريم!
از نخست آينه بود يا كه من، يا كه تو؟ ديده بودمت بارها، اما هيچگاه اينگونه ويرانگر نبودي! هنوز هم ندانستهام... تو تقليدم ميكني يا من تو را؟ گويي كه هزاران ريسمان ابريشمين را به خود بستهايم... همچون عروسكان خيمهشب بازي. هر كنشي، واكنشي و هر آمدي را پسامد. كسي چه ميداند شايد آدمهايي هم زندهگي ميكنند آنجا و قاب آينه نيز دريچهايست به سوي آنان كه هدايتمان ميكنند و چه بيهوده ميپنداريم كه عكس خود را مينگريم!
۱۳۸۲ آبان ۱۱, یکشنبه
چيزه
1- خبرگزاري فارس: براساس برآورد دفتر اقتصاد كلان سازمان مديريت و برنامه ريزي خطر فقر نسبي خانوار شهري در سال 81 به قيمت هاي جاري حدود 150 هزار تومان و خانوار روستايي 81 هزار تومان پيش بيني شده است. به نظر ميرسه ه درصد زيادي از مردم، بالاخص قشر تحصيل كرده ما دور و بر اين خط در حال گشت و گذارن. اكيدا بهشون توصيه ميكنم كه دور و بر اين خط كشيها نرن و بنابر قوانين از پيش تعيين شده راهنمايي رانندگي در بين خطوط حركت كنن وگرنه جريمه ميشن.
2- براي دومين سالگرد وبلاگهاي فارسي، ويژهنامهاي به همت ماهنامه دنياي كامپيوتر و ارتباطات در حال تهيه هست. از دوستايي كه ميتونين در زمينههاي گفته شده قلم بزنن، دعوت ميشه كه اين اطلاعيه رو بخونن.
3- راستي يه پست جالب هست اينجا از وبلاگ ديبدميني، درباره راههاي ترويج ساديسم. 36 راه حالگيري رو اگه نخونين يه ريزه از عمرتون رو حتم بدونين كه بر فناست.
4- اين رو هم ببينين. نگين خوشگل نشده كه شاكي ميشم. شاهكار خودمونه.
5- و اما شاهكار حسن سربخشيان تو اين عكس رو اگه تو اين شماره نيارم، خفه ميشم. عكسي بسيار ديدني از رئيس جمهور!
1- خبرگزاري فارس: براساس برآورد دفتر اقتصاد كلان سازمان مديريت و برنامه ريزي خطر فقر نسبي خانوار شهري در سال 81 به قيمت هاي جاري حدود 150 هزار تومان و خانوار روستايي 81 هزار تومان پيش بيني شده است. به نظر ميرسه ه درصد زيادي از مردم، بالاخص قشر تحصيل كرده ما دور و بر اين خط در حال گشت و گذارن. اكيدا بهشون توصيه ميكنم كه دور و بر اين خط كشيها نرن و بنابر قوانين از پيش تعيين شده راهنمايي رانندگي در بين خطوط حركت كنن وگرنه جريمه ميشن.
2- براي دومين سالگرد وبلاگهاي فارسي، ويژهنامهاي به همت ماهنامه دنياي كامپيوتر و ارتباطات در حال تهيه هست. از دوستايي كه ميتونين در زمينههاي گفته شده قلم بزنن، دعوت ميشه كه اين اطلاعيه رو بخونن.
3- راستي يه پست جالب هست اينجا از وبلاگ ديبدميني، درباره راههاي ترويج ساديسم. 36 راه حالگيري رو اگه نخونين يه ريزه از عمرتون رو حتم بدونين كه بر فناست.
4- اين رو هم ببينين. نگين خوشگل نشده كه شاكي ميشم. شاهكار خودمونه.
5- و اما شاهكار حسن سربخشيان تو اين عكس رو اگه تو اين شماره نيارم، خفه ميشم. عكسي بسيار ديدني از رئيس جمهور!
۱۳۸۲ آبان ۶, سهشنبه
۱۳۸۲ آبان ۳, شنبه
۱۳۸۲ مهر ۳۰, چهارشنبه
تاريخچه اختراع زنِ مدرنِ ايراني
كتاب همنوايي شبانه اركستر چوبها، اثر زيباي رضا قاسمي رو ميخوندم، يه پاراگراف با محتواي ظريف ديدم كه واقعا برام لذتبخش بود. خواستم شمام شريك بشين:
«تاريخچه اختراع زنِ مدرنِ ايراني بيشباهت به تاريخچه اختراع اتوموبيل نيست. با اين تفاوت كه اتوموبيل كالسكهاي بود كه اول محتوياتش عوض شده بود (يعني اسبهايش را برداشته به جاي آن موتور گذاشته بودند) و بعد كمكم شكلش متناسبِ اين محتوا شده بود و زنِ مدرنِ ايراني اول شكلش عوض شده بود و بعد، كه به دنبالِ محتواي مناسبي افتاده بود، كار بيخ پيدا كرده بود. (اختراع زن سنتي هم، كه بعدها به همين شيوه صورت گرفت، كارش بيخ كمتري پيدا نكرد). اين طور بود كه هر كس، به تناسبِ امكانات و ذائقه شخصي، از ذهنيت زن سنتي و مطالبات زنِ مدرن تركيبي ساخته بود كه دامنه تغييراتش، گاه، از چادر بود تا مينيژوپ. ميخواست در همهي تصميمها شريك باشد اما همهي مسئوليتها را از مردش ميخواست. ميخواست شخصيتش در نظرِ ديگران جلوه كند نه جنسيتش اما با جاذبههاي زنانهاش به ميدان ميآمد. مينيژوپ ميپوشيد تا پاهايش را به نمايش بگذارد اما، اگر كسي به او چيزي ميگفت، از بيچشم و رويي مردم شكايت ميكرد. طالبِ شركتِ پاياپاي مرد در امورِ خانه بود اما در همان حال مردي را كه به اين اشتراك تن ميداد ضعيف و بيشخصيت قلمداد ميكرد. خواستارِ اظهارِنظر در مباحثِ جدي بود اما براي داشتنِ يك نقطهنظرِ جدي كوششي نميكرد. از زندگيِ زناشويياش ناراضي بود اما نه شهامتِ جدا شدن داشت، نه خيانت. به برابريِ جنسي و ارضاي متقابل اعتقاد داشت اما، وقتي كار به جدايي ميكشيد، به جوانياش كه بيخود و بيجهت پاي ديگري حرام شده بود تأسف ميخورد.»
كتاب همنوايي شبانه اركستر چوبها، اثر زيباي رضا قاسمي رو ميخوندم، يه پاراگراف با محتواي ظريف ديدم كه واقعا برام لذتبخش بود. خواستم شمام شريك بشين:
«تاريخچه اختراع زنِ مدرنِ ايراني بيشباهت به تاريخچه اختراع اتوموبيل نيست. با اين تفاوت كه اتوموبيل كالسكهاي بود كه اول محتوياتش عوض شده بود (يعني اسبهايش را برداشته به جاي آن موتور گذاشته بودند) و بعد كمكم شكلش متناسبِ اين محتوا شده بود و زنِ مدرنِ ايراني اول شكلش عوض شده بود و بعد، كه به دنبالِ محتواي مناسبي افتاده بود، كار بيخ پيدا كرده بود. (اختراع زن سنتي هم، كه بعدها به همين شيوه صورت گرفت، كارش بيخ كمتري پيدا نكرد). اين طور بود كه هر كس، به تناسبِ امكانات و ذائقه شخصي، از ذهنيت زن سنتي و مطالبات زنِ مدرن تركيبي ساخته بود كه دامنه تغييراتش، گاه، از چادر بود تا مينيژوپ. ميخواست در همهي تصميمها شريك باشد اما همهي مسئوليتها را از مردش ميخواست. ميخواست شخصيتش در نظرِ ديگران جلوه كند نه جنسيتش اما با جاذبههاي زنانهاش به ميدان ميآمد. مينيژوپ ميپوشيد تا پاهايش را به نمايش بگذارد اما، اگر كسي به او چيزي ميگفت، از بيچشم و رويي مردم شكايت ميكرد. طالبِ شركتِ پاياپاي مرد در امورِ خانه بود اما در همان حال مردي را كه به اين اشتراك تن ميداد ضعيف و بيشخصيت قلمداد ميكرد. خواستارِ اظهارِنظر در مباحثِ جدي بود اما براي داشتنِ يك نقطهنظرِ جدي كوششي نميكرد. از زندگيِ زناشويياش ناراضي بود اما نه شهامتِ جدا شدن داشت، نه خيانت. به برابريِ جنسي و ارضاي متقابل اعتقاد داشت اما، وقتي كار به جدايي ميكشيد، به جوانياش كه بيخود و بيجهت پاي ديگري حرام شده بود تأسف ميخورد.»
۱۳۸۲ مهر ۲۹, سهشنبه
اشتراک در:
پستها (Atom)