۱۳۸۱ اسفند ۱۹, دوشنبه

شمارش مثل بچه آدم

1- اولش چند تا لينک معرفي کنيم که خيلي وقته خيرات نکرديم. يکي از سايتهايي که من الکي خيلي ازش خوشم اومد سايت اکباتان نيوزه. اميدوارم اين يکي به سرنوشت سايتهاي ديگه اکباتاني دچار نشه. اونا بعد از چند وقتي زدن به ديوار اما اين يکي پيداست که فرق داره. حداقل از رو بازيهايي که گذاشته و معلومه که همه اين بازيهاي ساده فلاش رو خودشون طراحي کردن، معلوم ميشه که اين سايت رو جدي گرفتن. سايت بعدي هم يه سايت افغانيه. نکته بامزه‌ش معادل يابي هاش براي اصطلاحاتي از قبيل ايميله. بهش ميگن پست برقي. خيلي بامزه‌ست نه؟ اسم سايتش هست نوجوانان افغان. آها يه چيز ديگه. کم کم داره سر و کله تبليغات به زبون فارسي بالاي اين Blogger هم پيدا ميشه. اين يکي تبليغ کارتهاي تلفون با مارک تيليفون هست که من بالاي وبلاگ عمومي دستگيرش کردم. رو بنرش اگه کليک کنيد ميبردتون به سايتش.

2- خلاصه اولين احضار از سايتهاي اينترنتي به دادگاه صورت گرفت. فؤاد صادقي مسؤول سايت بازتاب با شکايت صدا و سيما به دادگاه احضار شد. سايت بازتاب که به نظر ميرسه تحت حمايت محسن رضايي هست، به خاطر دو اتهام به دادگاه احضار شده که يکي از اونا به علت نقل مطلبي از سايت امروز صورت گرفته. خبر کامل رو ميتونين اينجا بخونين.

3- اين روزا شديدا درگير طراحي جديدي براي سايت گردون هستم. اونجور که قراره گردون بشه، هم کار رو براي من ساده ميکنه و هم امکانات زيادي بهش اضافه ميشه. فکر کنم بتونم تا تعطيلات نوروز اون رو بفرستم رو اينترنت.

4- وبلاگ دوستانه عکسايي رو از مراسم 16 اسفند توي صفحه‌ش گذاشته. اگه علاقه‌مندين، بسم‌الله. توي وبلاگ فرياد بي صدا هم ميتونين تعدادي از اونا رو بصورت فايل زيپ دريافت کنين. راستي خبر دارين که توي اين مراسم بيشتر از يک ميليون تومن پول براي کمک جمع شد؟ از اينجا بخونين و ليست کامل هدايا رو ببينين.

5- امروز روزنامه همشهري توي ويژه‌نامه تهرانش مصاحبه اي رو با مسؤولان سايت پرشين بلاگ ترتيب داده که توش يه سري آمار جالب هست از تعداد وبلاگها و بازديدهاش در دقيقه و اين جور چيزا.

6- کاف گفت: «ميگم هيچ معلوم نيس که مرگ هميشه بد باشه، از کجا معلوم اونائي که خودکشي مي کنن از کارشون لذت نمي‌برن؟»

تب -مجموعه واهمه‌هاي بي‌نام و نشان - غلامحسين ساعدي

۱۳۸۱ اسفند ۱۸, یکشنبه

شمارش معکوس

3- تا حالا شده که با کلي شور و شوق برين و يه هديه واسه کسي بگيرين بعدش وقتي اون رو بهش بدين، ببينين که نمي‌خوادش؟ از همه بدتر اينه که براي اينکه ناراحتت نکنه اون رو تو رودروايسي بپذيره؟ يه حالتي بهت دست ميده که قدما بهش ميگفتن «ميخ شدن»

2- عجب دوستاي خوبي من دارما! نه؟ اصلا فکر ميکنن که ممکنه يهذره هم تقصير خودشون باشه؟ يا قراره تا ابد به روي خودشون نيارن؟ بيخود نگفتن که دست پيش بگير که نيفتي! ادعا ضربدر هفت خيلي زياد ميشه نه؟

1- من توي لبم يه آفت کوچيک زده. قاعدتا بايد گرميم شده باشه. اما گلو درد و فين فين و سينه خس خسو هم بايستي از نشونه‌هاي سرماخوردگي باشه. حالا من سرما خوردم يا گرما تکليفم نامشخصه!

0- تيک آف!

۱۳۸۱ اسفند ۱۶, جمعه

بيا...

حلقه‌اي که بر دلم نهادي، مال تو

تمامي شاعرانه‌هايم را... پس بده.

بيا...

همه گل‌هايت، مال تو

تمامي عاشقانه‌ها، شبانه‌ها...

دوستت دارم‌هايم را... پس بده.

بيا...

يکبار ديگر بيا...

يکبار آن سان که من خواستم بيا

و بوسه‌هايي که دادمت را... پس بده.
شمارش معکوس

۳- برنامه اي که دوستان واسه شانزدهم اسفند و کمک به کودکان بي سرپرست ريخته بودن برخلاف انتظار خيلي ها بسيار عالي برگزار شد. واقعا دستشون درد نکنه. زحمت زيادي کشيدن واسه جور کردن اين برنامه. محل مناسب و وسيع براي اين گردهمايي، روز تعطيل و وبلاگنويساي گرم و صميمي باعث شده بود که همه چيز به خوبي پيش بره. ناهار رو هم تعدادي از وبلاگنويسا با بچه هاي شيرخوارگاه توي رستوران ديدنيها خورديم که خيلي عالي بود. ضمن اينکه مسؤولاي رستوران هم چه از نظر تخفيف و چه از نظر کمک مالي که قرار شد فردا به بچه ها بکنن سنگ تموم گذاشتن و اون همه آدم شلوغ رو تحمل کردن.

۲- برنامه بعدي که براي بعد از ظهر ترتيب داده شده بود، برگزاري مراسم گراميداشت روز جهاني زن (۸ مارس) بود که باز هم در همون محل قبلي يعني فرهنگسراي شفق تشکيل شد. قسمتهاي جالب اين مراسم هم پخش فيلم يک مادرانه تلخ اثر جواد امامي بود و البته تريبون آزاد که تقريبا تمامش درباره هماهنگي ميان پخت قورمه سبزي و تماشاي فيلمهاي پست مدرن بود (باور کنين راست ميگم).

1- موندم چي بگم؟ ما ميشينيم اينجا کلي قالب طراحي ميکنيم به اميد اينکه وبلاگها از يکنواختي دربيان، اون وقت يه سري از دوستان کم لطفي ميکنن و لوگوي قالبهاي فارسي گردون رو برميدارن از اون کنار. بابا حالا اين کار ما اگه في سبيل الله هم باشه، لااقل بذارين اين لوگو اون گوشه کنارا بمونه که چهار تا از خواننده‌هاتون هم از اون طريق با سايت ما آشنا بشن. شايد ما تشويق شديم کاراي بهتري هم انجام داديم. چيزي که ازتون کم نميشه؟ ميشه؟

0-نورهود حکيم: دو دره شدن خيلي چيز بديه مخصوصا اگه علني باشه و از طرف کسي باشه که فکر ميکني خيلي باهاش دوستي! اشکال نداره. اينم روي تموم چيزاي ديگه. کي به کيه؟ ما که عادت داريم!

۱۳۸۱ اسفند ۱۴, چهارشنبه

اعتراف

بدينوسيله من اعتراف ميکنم که تمام کسايي که من بهشون لينک ميدم يه جورايي اسپانسر عصيان هستن. من در پيشگاه ملت و امت ايران اقرار ميکنم که پول چايي يادتون نره. مثلا اين دوستمون که يه جورايي تافته جدا بافته ست رو فقط به خاطر اين معرفي ميکنم که قراره تعطيلات عيد رو توي خونشون (بخونيد ويلاشون) تو شمال چتر بندازيم وگرنه من رو چه به لينک دادن؟ به هر حال ببينم چي کار ميکنين. اگه هواي ما رو داشتين ما هم پس از بررسي درخواستتون و گذر از نظارت استصوابي که رابطه مستقيم با اون پول چايي مربوطه داره بهتون لينک ميديم. (و اينگونه بود که من مورد لعن و نفرين قشر مستضعف قرار گرفتم)
فضايي بيش مي‌خواهم

نفسم مي‌گيرد

در اين تنگ شيشه‌اي

آنگاه که مچاله‌ام ميکني

و سهمناک‌ترين بوسه‌هاي زهرآگين را

صلوات بر روحم مي‌سازي

در گماني

که کوير سالهاي سنگواره‌ايم را

بازدمي بخارآلود سيراب مي‌کند؟

يا که شايد

تفاوت سنگ با مهر را نمي‌داني

فضايي بيش مي‌خواهم

نفسم مي‌گيرد

در اين تنگ شيشه‌اي

آنگاه که ديگر نمي‌خواهي

برگ ريزان مهرم را

و تراوش نيازمند ابريم را

و...

نمي‌داني

که برايم چه دلپذير است

فنا

۱۳۸۱ اسفند ۱۳, سه‌شنبه

نامرديه اينو از آقاگل بخونيو به همه نگي بخوننش.

صفاي قدوم يه حاجي که از سنگ بوسيدن برگشته بود، يه گوسفند با سر بريده سر کوچه بود... ادامه