۱۳۸۱ آبان ۱۷, جمعه

بعضي ها مثه اينکه ما رو اشکول فرض کردن. تو رو خدا به نظر شما ميخوره به من که خيلي آدم احمقي باشم؟ تو هفته گذشته حداقل سه مورد پيدا شده که از طريق چت کردن خواسته با من دوست بشن. همشون هم برام عکس های تقلبي و مونتاژی فرستادن. بماند که من به روی خودم هم نياوردم که بعضي از اين عکسها رو قبلا ديدم. مثلا يه مورد از رشت پيدا شده که يه عکس برام فرستاده بعنوان عکس خودش. غافل از اينکه من اين عکس رو قبلا ديدم. يکي ديگه همون رو واسه دوستم فرستاده بود. خلاصه اصلا فکر نميکردم که ملت فکر کنن بنده خر تشريف دارم. (دور از جون خر). خدا همشون رو حفظ کنه!

۱۳۸۱ آبان ۱۵, چهارشنبه

انواع تبريک برای تولد وبلاگها:

1- تبريک تلويزيوني: ميلاد با سعادت اولين اختر تابناک بلاگت (وبلاگنويسي) را به تمامي وبلاگدوستان آن اختر تبريک و تهنيت ميگوييم. (روابط عمومي لاريجاني اينا)

2- تبريک روزنامه ای: آقای اينترنت، بدينوسيله ميلاد تورچشمتان را به شما تبريک گفته و آرزوی سعادت برای شما و خانواده گراميتان را خواستاريم. (مهندس سعيد، حسين، دکتر حميد و شهرام ارتباط)

3- تبريک کارتي: قدم نورسيده مبارک. (از طرف عمو بيل)

4- تبريک تلفنی: سلام... چطوری؟... آقا تبريک عرض شد. (مخلصت فرامرز)

۱۳۸۱ آبان ۱۴, سه‌شنبه

توجيه: دروغ، کسب فرصت دوباره است!

من که حاليم نميشه.
سخنراني به مناسبت يکسالگي همه گير شدن وبلاگهای فارسي:

دوستان اصرار دارن که من چند کلمه ای با شما صحبت کنم.

آآآآآآآآآآآآآآآخ شست پام... شست پام... خدا بگم چيکارت کنه ماسکي... حالا ديگه منو دست ميندازی؟

معاون کلانتر

۱۳۸۱ آبان ۱۲, یکشنبه

خيلي گرفتارم. خيلي. شرمنده بعضيها هم هستم. خيلي بدقول شدم. خيلي. الان دقيقا روی لبه تيغ دارم راه ميرم. شايد هم افتادم از اون بالا اما خودم نميدونم. هر جور که ميچرخم از يه جای ديگه ميفتم زمين. بد وضعيه.
آقا يه بار گفتم زيتون رو بخونين اما پرشين بلاگ قاطي کرد. اين بار هم ميگم بخونين. ثواب داره ها.

۱۳۸۱ آبان ۱۰, جمعه

عجب! گفتيم به اين ندا خانوم که عکستو نذاز تو وبلاگت. به خرجش نميره ديگه. ببينين عکس از کجا سر در آورده!!!