داشتم ميشمردم که تا حالا چند تا از وبلاگرها رو ديدم. شمردم ديدم که پونزده شونزده تايي ميشن. خوبه. خيلي خوبه که آدم اول آدما رو از روي گفته هاشون بشناسه بعدا خودشون رو ببينه. درسته که آدما ممکنه به همه چيزايي که مينويسن، عمل نکنن اما اين از حالت ديگه اي که وجود داره بهتره. يعني اينکه اول از نزديک برخورد کني، بعدش ببيني که طرف چند مرده حلاجه.
توي حالت اول، آدم حتي ميتونه راحت تر انتقاد کنه چون به نوشته هاي طرف مقابلش ميتونه استناد کنه. اما تو حالت دوم به نظر من چند پله عقب تره. چون تازه بايد کلي طول بکشه تا ببيني که طرفت چي تو چنته داره.
۱۳۸۱ تیر ۱۵, شنبه
۱۳۸۱ تیر ۱۴, جمعه
شهرام شعرباف، خواننده و آهنگساز گروه اوهام از ايران خارج و به شاهرخ ايزدخواه گيتاريست گروه ملحق شد. پس از نزديک به سه سال تلاش بيحاصل برای انتشار و اجرای کنسرت نهال حيرت و پافشاری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در عدم صدور مجوز به اوهام، گروه تصميم به ترک ايران و ادامه فعاليت در کانادا گرفت.
پيغام خصوصي شهرام به دوستداران اوهام را اينجا بخوانید.
پيغام خصوصي شهرام به دوستداران اوهام را اينجا بخوانید.
انگاري در توان يک آدم معمولي عصيانزده نميتواند باشد که افعال معمولي را در اشکال معمولي انجام دهد.
خارق عادت بودن ميطلبد انگاري اين تکاپو که از توان من بيرون است.
پندارم بود که طي کرده ام. بودن، هستن و شدن را. اما...
مجالي ديگر نيست براي چند باره برخواستن.
اينبار اگر هبوطي باشد، لبريز سقوط نباشد وجودم؟
نلرزد پايم دگر بار؟
فراغ يار را تحمل شايد ليک عشق دگر بار را تامل بايد اگر از من نگريزد عقل. که باشي و در کنارم نباشي به باد ميرود دل و دين و عقل و هوش...
خارق عادت بودن ميطلبد انگاري اين تکاپو که از توان من بيرون است.
پندارم بود که طي کرده ام. بودن، هستن و شدن را. اما...
مجالي ديگر نيست براي چند باره برخواستن.
اينبار اگر هبوطي باشد، لبريز سقوط نباشد وجودم؟
نلرزد پايم دگر بار؟
فراغ يار را تحمل شايد ليک عشق دگر بار را تامل بايد اگر از من نگريزد عقل. که باشي و در کنارم نباشي به باد ميرود دل و دين و عقل و هوش...
۱۳۸۱ تیر ۱۲, چهارشنبه
اشتراک در:
پستها (Atom)