۱۳۸۱ مرداد ۹, چهارشنبه

اخلاقيات و دين

يکي از ارکان شخصيتي افراد، از ديدگاه خيلي از افراد دينه. براي بسياري از افراد ملاک خوب يا بد بودن مردم، دينداري اونهاست. حتما بارها با افرادي برخورد کردين که براي توصيف ديگران جملاتي از قبيل طرف آدم خوب و دينداريه رو بکار ميبرن. يعني ملاک خوب يا بد بودن ديگران رو، اعتقادش به دين قرار ميدن. اين باور توي جامعه ما به حدي جا افتاده که بسياري نميتونن تصور کنن که امکان اين وجود داره که کسي بي‌دين باشه اما در کنارش آدم خوب و مثبتي باشه. به نظر من بهترين شيوه نگرش به افراد به جاي دين، ميتونه اخلاقيات باشه. در طول تاريخ تحريف در دين و روايات مختلفي که از اون عرضه شده، ممکنه که به مذاق عده زيادي خوشايند نباشه. اين معضل باعث ميشه که نوعي ستيزه جويي با دين و عدم اعتقاد به خدا در تفکر افراد جاي خودش رو باز کنه. قصد من توجيه دين و اعتقاد يا عدم اعتقاد به اون نيست. من به ديندار بودن بصورت ايمان داشتن نگاه ميکنم. يعني اتصال به يک منبع و منشا خوبي و انرژي مثبت. خيلي از ما به هنگام استيصال دعا ميکنيم. خيلي از ما که شايد از نظر شرعي بسياري از فرايض ديني خودمون رو بجا نمياريم به هنگام برخورد با مشکلات پيچيده در زندگيمون سعي ميکنيم که از يک انرژي عظيم، مقداري رو جذب کنيم. من اون انرژي رو بصورت خدا ميبينم. شايد آيين يا طريقت اعتقادي من اسمش اسلام، مسيحيت، بودايي يا اکانکار باشه. مساله اصلي اسمش نيست بلکه نقاط مشترک همه اوناست. اعتقاد من بر رعايت اخلاقياته. هر فرد بصورت بي طرف ميتونه فقط با اتکا به تفکر و اخلاقيات راه درست اعمال خودش رو پيدا کنه. در اينصورت بسياري از بايدها و نبايدها رو ميتونه بدون مراجعه به قوانين شرع و رسالات اجرا کنه. اشکالي که بر اين کار ممکنه وارد بشه اينه که هيچ کسي عقل کل نيست. اما به اعتقاد من جميع اخلاقيات افراد همون عقل کله. يعني با يک نگاه آماري به اخلاقيات افراد بايد کاري رو انجام داد که براي اکثريت آزار دهنده نباشه. قصد من اين نيست که اين بحث رو ادامه بدم. اما اين بحث از اونجايي به ذهنم اومد که مسائلي از قبيل ايجاد خانه عفاف بحث روز جامعه ماست. گروهي وجود اون رو الزامي ميدونن و گروهي ديگر ايجاد همچين مراکزي رو با توجه به توجيهات شرعي هم خطا و کاري اشتباه و در نتيجه ناشي از ضعف قوانين شرعي ميدونن. اما به اعتقاد من کليد اين قفل در رعايت يه چيزه. اخلاقيات. کافيه طرفداران يا مخالفانش يک سوال براي خودشون مطرح کنن. آيا از نظر اونا اشکالي نداره که مادر، خواهر، زن يا دخترشون به اين مراکز مراجعه کنن؟ اگر از ديد خودشون اشکالي نداره، خب گواراي وجودشون. خودشون هم ميتونن از اين مراکز استفاده کنن. اما اگر از ديد اونا اين مساله مشکل داره، نبايد به خودشون حق استفاده از چنين مراکزي رو در صورت ايجاد بدن. کليد اينجاست: چيزي رو که براي خود نميپسندي، براي ديگران هم مپسند.


توي روابط بين يه دو نفر ممکنه که فراز و نشيب هاي زيادي وجود داشته باشه. نمودار يه دوستي ممکنه که بعضي وقتا مثه خط افق صاف باشه نزديک به خط صفر يا همون خط افق باشه تو اوج. ممکنه که يه نمودار سينوسي باشه و بعضي وقتا اونقدر صميمي باشه که تو قله بچرخه و بعضي وقتا توي نقطه مقابل زير صفر باشه منفي يعني بشه دشمني. نمودار دوستي دو نفر ميتونه دندونه‌اي باشه. يعني بدون هيچ پيش بيني تغيير جهت بده. دقيقا مثه حرکات غير قابل پيش بيني يه مگس. من فکر ميکنم آدم بعد از چند تا شکست درست و حسابي توي دوستيهاش ديگه بايد بتونه بفهمه که با هر کسي چه جور دوستي داشته باشه. با بعضي از آدما ميشه بهترين دوستي رو داشت اما اين دليل نميشه که با اون بتوني زير يه سقف هم زندگي کني. اونايي که توي شهري غير از شهر خودشون دانشجو بودن و تو خونه‌هاي دانشجويي زندگي کردن ميفهمن که من چي ميگم. بين دو تا زوج هم که ميخوان يه زندگي مشترک تشکيل بدن، کم و بيش همين قوانين جاريه. با بعضي از افراد جنس مخالف بهتره که آدم فقط دوست باشه نه چيز ديگه. ممکنه که يکي بهترين دوستت باشه ولي لزوما بهترين شريک زندگيت نباشه. خوش بحال کسي که بهترين دوستش، بهترين گزينه براي شريک زندگي هم باشه.
مصاحبه اختصاصي گردون با دکتر قطب‌الدين صادقي، چهره برجسته تئاتر ايران رو بخونيد.

۱۳۸۱ مرداد ۸, سه‌شنبه

يکي از بهترين و تخصصي ترين وبلاگهايي که در زمينه رسانه‌ها تا کنون ديدم، وبلاگ رسانه هست. براي خودم عجيب بود که بين تمام وبگردي‌ها يا بهتر بگويم وبلاگ گرديهام تا حالا باهاش برخورد نکردم. حالا هم از توي Top Ten کانتر Netstatebacic پيداش کردم. اما متاسفانه از شش جولاي تا حالا به روز نشده و در ضمن ايميل نويسنده اش هم ما رو به سايت resaneh.info رهنمون ميکنه که راه به جايي نداره. واقعا حيفه که نويسنده اين مطالب ناشناس باشه و مطالب بيشتري رو ننويسه.
باباي سيگاري



باباي من سيگاري نيست.

اما...

وقتي که چيزي ناراحتش ميکنه، يکيشو روشن ميکنه.

وقتي که چيزي خوشحالش ميکنه، يکيشو روشن ميکنه.

وقتي که در گير کارشه، يکيشو روشن ميکنه.

وقتي که غذاشو خورده، يکيشو روشن ميکنه.

وقتي که پشت کامپيوتره، يکيشو روشن ميکنه.

وقتي که مشروب خورده، يکيشو روشن ميکنه.

وقتي که با مامان دعوا ميکنه، يکيشو روشن ميکنه.

وقتي که فوتبال نگاه ميکنه، يکيشو روشن ميکنه.

اما...

باباي من سيگاري نيست.

خلاصه عکسها و ماجرای کامل مسافرت برخي دوستان منتشر شد. کاکتوس این عامل سرسپرده انگليس اين بار عکسهای جالبي را در وبلاگ خودش انتشار داد. اما از ديدگاه نورهود کاکتوس کسي نيست جز يک عنصر اخلالگر. وی با نوشته های خود سعي در انحراف اذهان عمومي دارد. هدف نهايي وی سوق جريان فکری خوانندگان به مسير ديگريست. بطوريکه نقش وی بعنوان یک فراماسون تحت الشعار(!) قرار گيرد. وی پس از اعترافاتي که در کتاب خاطرات خود منتشر کرده، سعي ميکند که خود را طرفدار حقوق کودکان نشان دهد تا از اين طريق گذشته خود را بعنوان يک تروريست و بمبگذار در پشت چهره يک حامی مهربان پنهان نمايد. هشيار باشيد.

۱۳۸۱ مرداد ۷, دوشنبه

آخرين اجراي گوگوش رو که در IRTV اجرا شده رو ميتونيد در اين صفحه ببينيد. البته بايد دستگاهتون مجهز به نرم افزار Real Player باشه.