۱۳۸۱ فروردین ۱۶, جمعه

بي تو اگر باشم،

پروازت را

فرود مي آورم

در دشتي كه درياچه هايش

يادگار بارانيهايت باشد.

و ترانه هايي

كه گاه

از كودكيهايت

برايم ميخواندي

بي تو اگر باشم،

شايد زمزمه اي بيايد

از دلتنگيهاي شبانه ام

كه ستاره شود...

بي تو اگر باشم،

نميگويم.

و با تو،

شب را دوست دارم،

بي پرواز...

۱۳۸۱ فروردین ۱۵, پنجشنبه

ساده باشم يا نه، چه تفاوت دارد، بارانيهايم را براي تو زمزمه كنم يا نه! براي تو كه نميداني من و تو هر دو، تك هجايي ترين هستيم.

چه سود از اين همه باران؟ چه سود؟ آنگاه كه جوانه اي را هم نمي افرازد؟

تويي كه ديروز را گم كرده ميخواهي، بگو به من، چه كنم؟ با واژه هايي كه گم شده اند...

و امروز آيا نميداني، كه چرا تو به خاطر خود به من دروغ ميگفتي و من به خاطر تو به خود دروغ ميگفتم تا، مرا رعايت كرده باشي؟

باش...

فردا روز ديگريست.
اين روزا تا دلتون بخواد ماجراهاي نشنيده شنيدم. حالا که چه؟

اينکه يه حاج آقاي محضرداري به شغل شريف جورکردن خانوماي اينگونه واسه آقايون اونگونه ميپردازند و فقط يه فتوکپي شناسنامه ميگيرن که برو آقا خيالت راحت باشه... هر کسي بهت گير داد به موبايلم زنگ بزن... من بهشون ميگم که صيغه نامه شما پيش منه.

اينکه يه آقايي ۴ تا زن صيغه کرده و بصورت قانوني به کسب درآمد پرداخته.

اينکه آقا پسري که مچ مادر محترمشو گرفته و رفته به باباش گفته که مگه تو غيرت نداري؟ باباهه هم گفته که به تو چه؟ اختيار مالم رو دارم.

اينکه حالم داره از اين چيزا بد ميشه... نبايد دست به عصيان بزنم؟
اينم چند تا عكس از شهر لاهيجان:







سرهنگ يونس ميرزايي تبار، رئيس پليس راه تهران: ۸۰ تصادف مرگبار و ۱۴۳ كشته در ايام نوروز... و اينكه در سال جديد اين آمار سير نزولي داشته است را ميتوان از نتايج فرهنگسازي اصول رانندگي و رعايت قوانين در جاده ها دانست و دقت رانندگان در استفاده از كمربند ايمني را نميتوان ناديده گرفت!

اين حرف و حديثها منو به ياد تذكر انداخت. از اونجايي كه من خيلي به يادآوري و تذكر دادن علاقه دارم و اصولا دلم واسش قيلي ويلي ميره، تذكرات زير رو نوشتم تا همه آويزه گوش كنند. اين تذكرات رو در مسير تهران - رشت (مسير زرد رنگ در شكل زير) حتما رعايت كنيد تا به بهشت داخل بشين:



۱- براي رانندگي صحيح داشتن گواهينامه خلباني الزاميست.

۲- اگر جزو ماشينها( هواپيما، جت، شاتل و ...)ي مسافر كش عزيز هستيد، دقت كنيد كه رسيدن سريعتر به مقصد موجب ميشود تا در مسير برگشت زودتر از همكاراي عزيزتون مسافر پر كنيد. اين مساله به جهت ايجاد يك فضاي رقابت آميز سالم، قطعا باعث پيشرفت و مسائل سازنده ديگر خواهد شد. براي درك بهتر اين قضيه از فرمولهاي زير پيروي كنيد:

m = طول مسير (ثابت)

R = راندمان يا بازده

v1=1/2 m*t1*t1

v2=1/2m*t2*t2

اگر t1 < t2 آنگاه R1 > R2

اينكه چه جوري به نتيجه آخر رسيديم اصلا احتياجي به اثبات نداره چون جزو بديهياته.

۳- كمربند ايمني بعلت دست و پاگير بودن در عوض كردن دنده اصولا زائد بوده و واسه رانندگان سوسوله.

۴- يك نكته مهم رعايت فاصله با ماشين جلوئيه. اگه اين فاصله خداي ناكرده از ۲۵ سانتيمتر بيشتر بشه، ماشين عقبي مياد جاي ما رو ميگيره.

۵- اگه سرعت ماشينتون زير ۵ ماخ هست، بندازينش دور. چون اسمش ديگه ماشين نيست، قارقاركه.

Fair Play يا بازي جوانمردانه: يكي از اصول انجام هرگونه مسابقه، رعايت اصول جوانمردانه هست. رانندگان محترم بهتره كه وجود هر گونه پليس راهنمايي رانندگي رو به ماشينهاي پيست روبرو، با حركات پيچيده دست و راهنما و چراغ و برف پاك كن اطلاع بدن.
از سفر شمال اومدم. حالا حرف زياده ولي بجز حرفاي نوشتني تصميم گرفتم كه هر روز يك قسمت از يك داستان رو توي صفحه ما اينيم بذارم. لينكش همين سمت راسته. تا ببينيم چي ميشه.
از نوشته هاي يك راننده كاميون:

هر آنكس كه در كيسه اش زر بود، كلامش متين است اگر خر بود.