۱۳۸۱ بهمن ۲۶, شنبه

ترس کوير تنهاييست

تنهايي آشناست. تنهايي لهجه ندارد. هميشه با توست. آنگاه که احاطه‌ات مي‌کند چون برگي مي‌شوي که درون آب غرق مي‌شود. مانند کفشي مي‌شوي در ابتداي باتلاقي پنهان و گنگ.

تنهايي تنها يک واژه نيست. آونگ زمان است. تنهايي مفهومي کاملا هرجاييست. تنهايي هرجاييست. بازوهاي ستبر مرگ است. ترس است.

ترس، کوير تنهاييست.

۱۳۸۱ بهمن ۲۴, پنجشنبه

برف خيلي قشنگي داره ميباره. از اون برفا که من دوست دارم. برفاي سبک و پوک و پودري. نتونستم طاقت بيارم و نرم پارک جمشيديه. فوق العاده شده بود. معرکه بود. معرکه.

۱۳۸۱ بهمن ۲۳, چهارشنبه

جمعه يه دونه‌ش غيرقابل تحمله چه برسه به چهارتاش توي يه هفته.

بيت:

و يک احساس پشمالو

که ميگويد

فرقي است بين کيوي و آلو
به سلامتي دولت فخيمه جمهوري اسلامي ايران به دليل جلوگيري از اشاعه فرهنگ غربي فروش هداياي روز عشاق يا Valentine رو ممنوع اعلام کرد. خدايا شکرت. اونم صد هزار مرتبه. ديگه مشکلي نداريم. فقط همين يه مشکل رو داشتيم که اونم به حول و قوه الهي حل شد. خبرش رو اينجا بخونيد.

۱۳۸۱ بهمن ۲۲, سه‌شنبه

ديروز خودمون رو با جشنواره خفه کرديم. روز تعطيل و آخرين روز نمايش فيلمهاي بيست و يکمين شنواره فيلم فجر. اولين فيلمي که ديروز ديديم سئانس ساعت ۵ سينما عصر جديد بود که فيلم اين چراغ روشن است رو نشون ميداد که حبيب رضايي به خاطر بازي توي اين فيلم جايزه بهترين بازيگر نقش اول فيلم رو گرفت. دومين فيلم هم سئانس ساعت ۹ سينما سپيده بود که فيلم گاهي به آسمان نگاه کن از کمال تبريزي رو نشون ميداد. رضا کيانيان، آتيلا پسياني و هانيه توسلي بازيگرهاي اصليش بودن. نمايش فوق العاده فيلم نفس عميق از شهبازي هم آخرين فيلمي بود که ديديم که تا ساعت ۱ بعد از نيمه شب ما رو توي سينما سپيده نگه داشت. اين يکي فيلم بسيار تاثيرگذاري بود. به نظر من يک فيلم کاملا تلخ و حقيقي با تفکراتي شبه متال. اينا رو هم يا باهاشون بوديم و يا ديديمشون. از وبلاگيها که با وحيد بوديم و سامان رو هم اين وسط ها ديدمش.
ديشب ساعت ۱۱ توي سينما سپيده فيلم دنيا رو ديدم با بازيگري محمدرضا شريفي نيا و هديه تهراني و گوهر خيرانديش. فيلم خوبي بود. اما فکر ميکنم موقع اکران اصليش يه جاهاييش مشمول سانسور بشه. به هر حال بعنوان تنها فيلمي که امسال توي جشنواره ديدم (البته تا حالا) فيلم جالبي به نظر ميرسيد.